اومدن به اینجا مث رفتن و گیر افتادن تو یِ باتلاق پر از خاطره است . شبیه وقتی که میدونی مسیری که داری میری پر از درده و آشناس ، ولی میری و تا وقتی که پاهات تو باتلاقش گیر نکنه نمیفهمی چی شده !
اما دلم به حال وبلاگ طفلکیم سوخت . خیلی غریبه شده برام ... انگار یه نیمه از من بوده که حالا نیست !
+ از اون وقت هایی که حوصله ی خودمم ندارم
برچسب:
نویسنده: هستی نظری
تاريخ: يکشنبه
2 مهر
1396 ساعت: 14:26